ارائه راهکارهای یکپارچه سازی سازمانی در بستر BPMS | گروه تخصصی بتاو

 
۲

۰۴ بهمن ۱۳۹۵ فرآیندکاوی، ابزاری جهت کشف، نظارت، و بهبود فرآیندهای واقعی کسب و کار

نویسنده گان:

مریم توکلی زانیانی

دانشجو دکتری مهندسی صنایع دانشگاه علم و صنعت ایران

محمدرضا غلامیان

استادیار دانشکده مهندسی صنایع دانشگاه علم و صنعت ایران

 چکیده

فرآیندکاوی یک تکنیک مدیریت فرآیندها و یک حوزه تحقیقاتی نسبتا جوان است که به تحلیل و نظارت بر اجرای فرآیندهای کسب و کار می‌پردازد. این امر از طریق استخراج سرمایه‌ای از اطلاعات مرتبط با فرآیندها، از رویدادهای ثبت شده[۱] توسط سیستم‌های اطلاعاتی موجود در کسب وکار انجام می‌شود. ایده فرآیندکاوی کشف، دیده‌بانی، و بهبود فرآیندهای واقعی با استفاده ازدانش استخراج شده از رویدادهای ثبتی است. منظور از فرآیندهای واقعی، فرآیندهایی است که واقعا در حال اجرا هستند. یعنی در فرآیندکاوی، فرآیندها آنگونه که واقعا در حال اجرا هستند در نظر گرفته می‌شوند، نه آنگونه که از پیش تعیین شده که باید باشند. بر خلاف دیگر تکنیک‌های تجزیه و تحلیل، فرآیندکاوی به جای تکیه کردن بر مدل ایده‌آلی از حقیقت، می‌تواند اطلاعات دقیق و واقعی در مورد فرآیند بدهد. این ویژگی آن را به تکنیکی قوی برای یک تحلیل وضع موجود فرآیندها تبدیل می‌کند. به عنوان مثال می‌تواند برای کشیدن تصویر دقیق از موقعیت فعلی برای نتیجه‌گیری مناسب به کار رود. در این مقاله به معرفی حوزه فرآیندکاوی، کاربردها و تکنیک‌های موجود در این زمینه پرداخته شده است.

کلمات کلیدی: فرآیندکاوی، مدیریت فرآیندهای کسب و کار، تحلیل وضع موجود فرآیندها

مقدمه

امروزه هم انسان‌ها و هم سازمان‌ها به صورت ثابتی در تعداد زیادی از فعالیت‌های پیچیده و بلند مدت درگیر هستند. ذهن انسان قادر به تفکرهمزمان درباره این فعالیت‌های پیچیده نیست، اما ما یک قاعده بنیادی در دسترس داریم که برای این که از عهده مسایل مربوط به پیچیدگی اتفاقی برآییم به کار می‌رود. این قاعده تقسیم و حل[۲] نامیده می‌شود.

تقسیم پی‌در‌پی وظایف پیچیده به واحدهای کوچکتر باعث می‌شود که آن‌ها قابل مدیریت کردن شوند و اجازه می‌دهد که حتی اشخاصی که آموزش نیافته‌اند هم بتوانند قسمت‌های کوچکی از یک تلاش بزرگتر را انجام دهند. برای این که این قسمت‌ها به طرز معنی داری گردهم آیند، یک نفر نیاز دارد که تعریف کند که چگونه اجرای آنها سازماندهی شود. به عنوان مثال، برخی وظایف ممکن است به نتایج وظایف دیگر بستگی داشته باشند، که دلالت بر یک رابطه‌ی ترتیب می‌کند. عموما برخی محددیت‌ها در مورد این که کدام زیر مجموعه وظایف و با چه ترتیبی باید اجرا شوند وجود دارد. ترکیبی از یک مجموعه از وظایف کوچک و قابل مدیریت کردن همراه با مجموعه ای از محدودیت‌های اجرایی چیزی است که فرآیند نامیده می‌شود (به عنوان مثال دستورالعمل آشپزی). فرآیندها نقشی اساسی در جامعه ما بازی می‌کنند، و اهمیت آنان دایماً در حال افزایش است. پیش از این نیز، در قرون وسطی صنعتگران از فرآیندهای واضحا تشریح شده‌ای برای توصیف و راهنمایی کارشان استفاده می‌کردند، مثلا برای تولید و مونتاژ صندلی و یا یک ساختمان. به خصوص برای تولید محصولات پیچیده در مقیاس وسیع یک فرآیند که به خوبی توصیف شده باشد پیش شرط اساسی برای همکاری کردن است، مثلا برای تقسیم کردن کل بار کاری در میان تعداد زیادی افراد که قصد کمک دارند.

در طی انقلاب صنعتی، قاعده تقسیم و حل و فرآیندها نهایتا محور عملیاتی تشکیلات اقتصادی شد. این امر به خصوص در مورد تولید خط مونتاژ که توسط هنری فورد[۳] به کمال رسید صادق است. برنامه ریزی کردن خیلی دقیق فرآیندها به صنعت اجازه داد که از تعداد زیادی کارکنان غیرماهر استفاده کند.هر کدام از این کارکنان فقط یک قسمت کوچک از تولید را در یک طریقه خیلی تکراری انجام می‌دهند، مثلا کارکنان مشخصی تخصص در انجام موثر وظایفی خاص دارند ( مثلا پیچ کردن در یک نقطه از قسمتی از یک ماشین). در حالی که این رویکرد تولید به خصوص از نظر جامعه شناختی قطعا معایب زیادی دارد، این رویکرد بیشترین کارایی را تولید می‌کند و عامل تولید با هزینه کم، و کیفیت کنترل شده و ثابت محصولات می‌شود.

در عصر نوین ما شاهد تغییر و تحولاتی در جامعه هستیم. جامعه، از جامعه‌ای که اصولا بر پایه تولیدات صنعتی بود در حال تغییر به جامعه گرویده به سوی خدمت[۴] و متمرکز بر دانش است. بیشتر موسسات، از جمله بانک‌ها و بیمه‌ها، هیچ محصول فیزیکی تولید نمی‌کنند. اقلامی که در خط تولید آن‌ها در حال حرکت هستند ماهیت اطلاعاتی دارند، مثلا تولید اوراق قرضه و یا موارد بیمه. با این وجود اساس قاعده تقسیم و حل، و کار مشارکتی که توسط یک فرآیند کسب و کار توصیف شده هدایت می‌شود پابرجا است.

از سوی دیگر با ظهور کامپیوترهای با قیمت مقرون به صرفه نیز تحولی دیگر در جامعه پدید آمد، که باعث شد سازمان‌ها از نیروی کارشان با سیستم‌های اطلاعاتی پشتیبانی کنند. این سیستم‌ها بر انجام صحیح و کارای فرآیندهای کسب و کار نظارت می‌کنند وهمچنین آن‌ها را کنترل و هدایت نیز می‌کنند و وظایف را به صورت خودکار به کارکنان مناسب در سازمان توزیع می‌کنند.

بر خلاف فرآیندهایی که به تولید یک محصول فیزیکی می‌پردازند، نظارت و مشاهده بر فرآیندهای کسب و کار دشوارتر است. از آنجایی که نمی‌توان به صورت فیزیکی محصولات را در مراحل آن‌ها در خط تولید دنبال کرد، تحلیلگران و مدیران نیازمند تکیه کردن بر اطلاعات درمورد انجام شدن فرآیندها هستند، که این اطلاعات از طریق سیستم‌های اطلاعاتی پشتیبان به دست می‌آیند. یک ابزار اختصاصاً قوی برای تجزیه تحلیل و نظارت بر اجرای فرآیندهای کسب و کار فرآیند کاوی[۵] است که می‌تواند سرمایه‌ای از اطلاعات مرتبط با فرآیند را از رویدادهای ثبت شده[۶] توسط سیستم‌های اطلاعاتی استخراج نماید. فرآیندکاوی یک حوزه تحقیقاتی نسبتا جوان است که میان مدل کردن و تجزیه و تحلیل فرآیندها و از سوی دیگر داده‌کاوی و یادگیری ماشین قرار دارد. ایده فرآیندکاوی کشف، دیده‌بانی، و بهبود فرآیندهای واقعی با استفاده از دانش استخراج شده از رویدادهای ثبتی است. منظور از فرآیندهای واقعی، فرآیندهایی است که واقعا در حال اجرا هستند. یعنی فرآیندها را آنگونه که واقعا در حال اجرا هستند در نظر می‌گیرند، نه آنگونه که از پیش تعیین شده که باید باشند (van der Aalst 2011).

فرآیندکاوی

مشاهده و تجزیه و تحلیل محصولات صنتعتی معمولاً امر آسانی است. می‌توان محصول را در طی تولید و مرحله به مرحله در طی خط مونتاژ دنبال کرد. می‌توان زمان هر مرحله را اندازه‌گیری کرد، مشاهده کرد که در کجاها به دلیل گلوگاه اقلام کاری در صف قرار دارند و نقاطی که احتمال شکست در آن وجود دارد را شناسایی کرد.

برای فرآیندهای کسب وکار، این گونه نظارت به همین میزان سادگی نیست. زمانی که یک فرآیند نا آشکار است، دانش در مورد چگونگی انجام آن به صورت ضمنی در میان همه کارکنان دخیل در آن پخش شده است، به عنوان مثال هر شخص میداند که از کجا چه نوع کاری را دریافت کند، با آن چه کند، و نتایج را به کجا انتقال دهد. با این وجود، یک فرآیند ناآشکار مدل شده که توسط یک سیستم اطلاعاتی پشتیبانی می‌شود فریبنده است. زیرا در این مورد معمولا مدلی برای بررسی وجود دارد، اما در بیشتر اوقات این مدل توصیف ایده‌آل و ساده شده‌ای از حقیقت است.

حتی فرآیندهایی که در یک طریقه کاملاً و به دقت تعریف شده و غیر مبهم مدل می‌شوند نیز در حین اجرا در معرض بهبود و یا تغییر قرار می‌گیرند. این امر به این دلیل است که در حین اجرا، مدل فرآیند با واقعیت‌های داخل سازمان مجری، و محرک‌های غیر منتظره از خارج سازمان برخورد می‌کند. برخی از کارکنان دخیل در فرآیند ممکن است به وسیله فرآیند تعریف شده احساس اختیار و قدرت بیشتری کرده و به گونه‌ای کار کنند که به نظرشان مناسب‌تر می‌آید. همچنین ممکن است در حین اجرا استثناهایی دیده شود که قبلا مشاهده نشده بودند، مثل درخواست‌های خاص مشتریان، رسیدن به ضرب‌العجل‌ها، مریض شدن کل افراد یک دفتر، و چنین چیزهایی.

در چنین شرایط‌هایی اشخاص تمایل دارند که فرآیند از پیش تعریف شده را به طرقی لغو کنند. آن‌ها ممکن است رئیس سیستم‌ اطلاعاتی آگاه از فرآیند[۷] را برانگیزانند تا حالت فرآیند را به پرواز[۸] تغییر دهد، و یا به سادگی به صورت غیر رسمی مغایر با مدل فرآیند عمل کنند. یعنی این که اشخاص کارهایشان را به طریقی که خود ترجیح می‌دهند انجام دهند در صورتی که در سیستم‌ اطلاعاتی آگاه از فرآیند اجرای صحیح فرآیند را شبیه سازی کنند، مثلا با وارد کردن اطلاعات ساختگی برای پیشروی فرآیند.

فرآیندکاوی حوزه تحقیقاتی است که با استفاده از رویدادهای ثبت شده از اجرای فرآیندها به تحلیل پسینی فرآیندهای کسب و کار می‌پردازد. این حوزه کمک می‌کند تا اطلاعات تجمیع شده و سطح بالا در مورد چند بعد از فرآیند از این رویدادهای ثبت شده استخراج شوند. به عنوان مثال یک تکنیک فرآیندکاوی ممکن است یک مدل فرآیند از طریق رویدادهای ثبت شده به دست آورد که کنترل جریان فرآیند مشاهده شده را توصیف می‌کند.

بر خلاف دیگر تکنیک‌های تجزیه و تحلیل، فرآیندکاوی به جای تکیه کردن بر مدل ایده‌آلی از حقیقت، می‌تواند اطلاعات دقیق و واقعی در مورد فرآیند بدهد. این ویژگی آن را به تکنیکی قوی برای یک تحلیل وضع موجود فرآیندها تبدیل می‌کند. به عنوان مثال می‌تواند برای کشیدن تصویر دقیق از موقعیت فعلی برای نتیجه‌گیری مناسب به کار رود.

تکنیک‌های فرآیندکاوی

شکل ۱ خلاصه‌ای از حوزه تحقیقاتی که توسط فرآیندکاوی پوشش داده می‌شود را نشان می‌دهد. همانگونه که نشان داده می‌شود فرآیندکاوی بین رفتار مدل شده و رفتار مشاهده شده ارتباط برقرار می‌کند و هدف نهایی آن استخراج دانش از فایل‌های رویدادهای ثبت شده در دسترس است(Burattin 2015). سه نوع تکنیک فرآیندکاوی وجود دارد: کشف[۹]، انطباق[۱۰]، و ارتقا[۱۱](van der Aalst, Adriansyah et al. 2012).

الف) کشف فرآیندها

یکی از حوزه‌های فرآیندکاوی است که به مدل کردن فرآیندهای واقعی در سازمان با استفاده از دانش استخراج شده از رویدادهای ثبتی می‌پردازد. اقدام به کشف فرآیند به چند منظور ممکن است صورت پذیرد. در سازمان‌هایی که از پیش مدل فرآیندی وجود ندارد با استفاده ازروش‌‌های کشف فرآیند می‌توان مدل فرآیند در حال اجرا در سازمان را به دست آورد. در سازمان‌هایی که از پیش مدل فرآیند وجود دارد، استفاده از این روش‌ها و کشف مدل فرآیند واقعی می‌تواند بینش درستی در مورد این که فرآیند واقعی تا چه حد به فرآیند از پیش تعیین شده منطبق است، و چه تفاوت‌هایی وجود دارد فراهم کند. در صورتی که مدل فرآیند از پیش تعیین شده مدل قانونی باشد، کشف انحراف ازمدل در واقع معنای کشف تقلب و بی قانونی را دارد. در صورتی که مدل از پیش تعیین شده مدل توصیفی باشد کشف عدم مطابقت‌ها و ریشه‌یابی دلایل آن‌هامی‌تواند کمک شایانی به سیستم نماید.هدف تکنیک‌های کشف فرآیند به ساختن مدل‌هایی که جریان کنترل فعالیت‌ها را نشان می‌دهند محدود نمی‌شود، بلکه همچنین می‌تواند شامل ابعاد دیگری مثل شبکه‌های اجتماعی بین منابع که فعالیت‌ها را انجام می‌دهند نیز شود و آن‌ها را کشف کند (van der Aalst, Reijers et al. 2005). تکنیک‌های کشف فرآیند بیشتر برای تهیه دیدگاه در مورد این که در حقیقت چه اتفاقی می‌افتد مفید هستند.

 ۱

شکل ۱ خلاصه‌ای از حوزه تحقیقاتی که توسط فرآیندکاوی پوشش داده می‌شود

 

ب)بررسی انطباق

تکنیک‌های بررسی انطباق یک مدل فرآیند، و رویدادهای ثبت شده همان فرآیند را به عنوان ورودی می‌گیرند. بررسی انطباق رفتارهای مشاهده شده در رویدادهای ثبت شده را با رفتار اجازه داده شده توسط مدل مقایسه می‌کند. اگر مدل به رفتارهای بیشتری از آن که در رویدادهای ثبت شده مشاهده می‎شود اجازه وقوع دهد و یا برعکس، می‌گوییم گه مدل با رویدادهای ثبت شده تطابق ندارد. تکنیک‌های بررسی انطباق بیشتر در شرایطی مفید هستند که مدل‌های فرآیند اکیداً باعث اجرای فرآیند نمی‌شوند، مثلاً امکان داشته باشد که انحرافاتی از مدل فرآیند از پیش تعریف شده رخ دهد. چنین تکنیک‌هایی می‌توانند برای شناسایی زمان و مکان انحرافات، و سنجش شدت چنین انحرافاتی استفاده شوند.

ج) ارتقا مدل

تکنیک‌های ارتقا، مدل فرآیند و رویدادهای ثبت شده را به عنوان ورودی می‌گیرند تا از اطلاعات استخراج شده از رویدادها مدل را توسعه و یا بهبود دهند. گونه‌های متنوعی از ارتقا وجود دارد که می‌توان انجام داد، مثل اصلاح یک مدل فرآیند تا واقعیت را بهتر انعکاس دهند. نوع دیگری از ارتقا توسعه مدل فرآیند به وسیله اطلاعات استخراج شده از رویدادهای ثبت شده است. به عنوان مثال می‌توان به رویکرد ساختن یک مدل شبیه‌سازی با استفاده از یک مدل فرآیند و رویدادهای ثبت شده آن اشاره کرد (Rozinat, Mans et al. 2009). مثلا زمان‌ها، تخصیص‌ها، قوانین، واحتمال‌های مسیرگزینی از رویدادهای ثبت شده یاد گرفته می‌شوند.

ابعاد فرآیند کاوی

در بخش قبل شرح داده شد که روش‌های فرآیند کاوی در سه حوزه کشف فرآیند، انطباق، و یا ارتقا فرآیند به کار می‌روند. علاوه بر این با توجه به (Günther 2009) رویکردهای فرآیندکاوی می‌توانند با توجه به بعدی از مسئله که به آن می‌پردازند دسته بندی شوند. در ادامه این بخش از یک مثال برای تبیین مفهوم ابعاد فرآیندکاوی استفاده می‌کنیم.

هدف فرآیندکاوی استخراج اطلاعات در موردفرآیندها از رویدادهای ثبت شده است (Aalst, Dongen et al. 2003). ما فرض می‌کنیم که ممکن است رویدادها را به گونه‌ای ثبت کنیم که: ۱) هر رویداد به یک فعالیت[۱۲](مثلا یک مرحله به خوبی تعریف شده در فرآیند) اشاره داشته باشد، ۲) هر رویداد به یک مورد[۱۳] (مثلا یک نمونه فرآیند) ارجاع داشته باشد، ۳) هر رویداد یک مجری[۱۴] (شخصی که یک فعالیت را انجام می‌دهد و یا شزوع می‌کند) داشته باشد، و ۴) رویدادها برچسب زمانی داشته باشند و کلا دارای ترتیب باشند. جدول ۱مثالی از یک رویدادهای ثبت شده که دارای ۵ رویداد، ۳ فعالیت، و ۲ مجری است را نشان می‌دهد. علاوه بر اطلاعاتی که در این جدول نشان داده شده است، برخی رویدادهای ثبت شده شامل اطلاعات بیشتری درباره مورد هستند، مثلا عناصری از داده که به ویژگی‌های مورد اشاره دارند.

رویدادهای ثبت شده همانند آن که در جدول ۱ قابل مشاهده است به عنوان نقطه شروع برای کاویدن به کار می‌روند. سه بعد متفاوت را ذکر می‌کند: ۱) بعد فرآیند، ۲) بعد سازمانی، و ۳) بعد مورد. بعد فرآیند بر جریان کنترل مثلا ترتیب فعالیت‌ها تمرکز دارد. هدف کاویدن این بعد کشف یک مدل توصیف کننده‌ی همه مسیرهای ممکن است که مثلا به وسیله شبکه‌های پتری و یا زنجیره فرآیند هدایت شده توسط رویدادها[۱۵] بیان شده اند. بعد سازمانی بر حوزه انجام دهندگان تمرکز دارد مثلا بر این که کدام انجام دهندگان درگیر هستند و چگونه به هم مرتبط هستند. هدف این است که سازمان را به وسیله طبقه بندی کردن افراد تحت عنوان نقش‌ها و واحدهای سازمانی سازماندهی کنیم ویا روابط بین انجام دهندگان فردی را نشان دهیم (مثلا یک شبکه اجتماعی بسازیم). بعد مورد بر ویژگی‌های هر مورد تمرکز می‌کند. موردها می‌توانند توسط مسیری که در فرآیند طی می‌کنند، و یا انجام دهندگانی که بر روی آن کار می‌کنند توصیف شوند. همچنین موارد می‌توانند توسط مقادیر عناصر داده مربوط به آن‌ها نیز توصیف شوند.

بعد فرآیند با سوال “چگونه؟”، بعد سازمانی با سوال “چه کسی؟”، و بعد مورد با سوال “کدام”، سر و کار دارند.

جدول ۱ مثالی از یک رویدادهای ثبت شده

برچسب زمانی انجام دهنده کد شناسایی فعالیت کد شناسایی مورد
۹-۳-۲۰۰۴  ۱۵:۰۱ Sam Activity A Case 1
۹-۳-۲۰۰۴  ۱۵:۱۲ Sam Activity A Case 2
۹-۳-۲۰۰۴ ۱۶:۰۳ Sarah Activity B Case 3
۹-۳-۲۰۰۴  ۱۶:۰۷ Sam Activity C Case 3
۱۰-۳-۲۰۰۴  ۹:۲۳ Sarah Activity B Case 1

 

رویکردهای مرتبط در فرآیندکاوی

در بخش‌های قبلی نشان دادیم که فرآیندکاوی می‌تواند در یکی از سه حوزه کشف، انطباق، و یا ارتقا فرآیندها به کار رود. هر کدام از این حوزه‌ها برای یک هدف متفاوت به کار می‌رود و مسئله مختلفی را حل می‌کند. همچنین نشان دادیم که ما از سه بعد اصلی مختلف: فرآیند، سازمان، و مورد نیز می‌توانیم مسئله را بررسی کنیم. از آنجایی که هر رویکرد فرآیندکاوی به یک بعد خاص از یک حوزه خاص می‌پردازد، بنابراین ۹ راستای ممکن برای فرآیندکاوی وجود دارد.

شکل ۲ این ۹ راستا را به عنوان ترکیبی از حوزه و بعد مربوطه نشان می‌دهد که به عنوان مثال راستای انتخاب شده ترکیبی از حوزه کشف فرآیندها و بعد سازمان است.

 

بردارها
کشف انطباق ارتقا
اابعاد فرآیند
سازمان
مورد
شکل۲ – ۹ راستای فرآیندکاوی و راستای انتخاب شده کشف- سازمان

نتیجه گیری

بر خلاف فرآیندهایی که به تولید یک محصول فیزیکی می‌پردازند، نظارت و مشاهده بر فرآیندهای کسب و کار دشوارتر است. از آنجایی که نمی‌توان به صورت فیزیکی محصولات را در مراحل آن‌ها در خط تولید دنبال کرد، تحلیلگران و مدیران نیازمند تکیه کردن بر اطلاعات درمورد انجام شدن فرآیندها هستند، که این اطلاعات از طریق سیستم‌های اطلاعاتی پشتیبان به دست می‌آیند. فرآیندکاوی ابزاری برای تحلیل اطلاعات مربوط به رویدادهای ثبت شده به دست آمده از این سیستم‌های اطلاعاتی، به منظور تحلیل فرآیندهای واقعی در حال اجرا است. این حوزه شامل گستره‌ای از تکنیک‌ها برای کشف، نظارت و ارتقا فرآیندهای واقعی است . این تکنیک‌ها می‌توانند در ابعاد مختلف فرآیندی شامل بعد فرآیند، سازمان و مورد اجرا شوند که این امر کاربردهای عملی زیادی برای این حوزه ایجاد کرده است. همچنین باید در نظر داشته باشیم که تکنیک‌های موجود در این زمینه بر خلاف دیگر تکنیک‌های تجزیه و تحلیل فرآیندها، به جای تکیه کردن بر مدل ایده‌آلی از حقیقت، می‌تواند اطلاعات دقیق و واقعی در مورد فرآیند بدهند. این ویژگی آن را به تکنیکی قوی برای یک تحلیل وضع موجود فرآیندها تبدیل می‌کند.

 

منابع و ماخذ

  • Aalst, W. M. P. v. d., B. F. v. Dongen, J. Herbst, L. Maruster, G. Schimm and A. J. M. M. Weijters (2003). “Workflow mining: a survey of issues and approaches.” Data Knowl. Eng. 47(2): 237-267.
  • Burattin, A. (2015). Process Mining Techniques in Business Environments: Theoretical Aspects, Algorithms, Techniques and Open Challenges in Process Mining, Springer International Publishing.
  • Günther, C. (2009). Process mining in flexible environmets. Ph.D., Technische Universiteit Eindhoven.
  • Rozinat, A., R. S. Mans, M. Song and W. M. P. van der Aalst (2009). “Discovering Simulation Models.” Information Systems 34(3): 305 – ۳۲۷.
  • van der Aalst, W., A. Adriansyah, A. de Medeiros, F. Arcieri, T. Baier, T. Blickle, J. Bose, P. van den Brand, R. Brandtjen, J. Buijs, A. Burattin, J. Carmona, M. Castellanos, J. Claes, J. Cook, N. Costantini, F. Curbera, E. Damiani, M. de Leoni, P. Delias, B. van Dongen, M. Dumas, S. Dustdar, D. Fahland, D. Ferreira, W. Gaaloul, F. van Geffen, S. Goel, C. Günther, A. Guzzo, P. Harmon, A. ter Hofstede, J. Hoogland, J. Ingvaldsen, K. Kato, R. Kuhn, A. Kumar, M. La Rosa, F. Maggi, D. Malerba, R. Mans, A. Manuel, M. McCreesh, P. Mello, J. Mendling, M. Montali, H. Motahari-Nezhad, M. zur Muehlen, J. Munoz-Gama, L. Pontieri, J. Ribeiro, A. Rozinat, H. Seguel Pérez, R. Seguel Pérez, M. Sepúlveda, J. Sinur, P. Soffer, M. Song, A. Sperduti, G. Stilo, C. Stoel, K. Swenson, M. Talamo, W. Tan, C. Turner, J. Vanthienen, G. Varvaressos, E. Verbeek, M. Verdonk, R. Vigo, J. Wang, B. Weber, M. Weidlich, T. Weijters, L. Wen, M. Westergaard and M. Wynn (2012). Process Mining Manifesto. Business Process Management Workshops. F. Daniel, K. Barkaoui and S. Dustdar, Springer Berlin Heidelberg. 99: 169-194.
  • van der Aalst, W. M. P. (2011). Process mining: Discovery, Conformance and Enhancement of Business Processes, Springer-Verlag Berlin Heidelberg.
  • van der Aalst, W. M. P., H. A. Reijers and M. Song (2005). “Discovering Social Networks from Event Logs.” Computer Supported Cooperative Work 14(6): 549–۵۹۳.

 

[۱] Log

[۲] Divide and conquer

[۳] Henry Ford

[۴] service-oriented

[۵] Process Mining

[۶] Event logs

[۷] Process-Aware Information Systems

[۸] fly

[۹] Discovery

[۱۰] Conformance

[۱۱] Enhancement

[۱۲] activity

[۱۳] case

[۱۴] performer

[۱۵] Event-driven Process Chain (EPC)

بدون دیدگاه

ارسال دیدگاه

*